محکمه عشق

محکمه عشق

محکمه عشق

"ساعت 14- پنج شنبه "

لباس ها را می پوشم

"تی شرت "

"شلوار "

"کاپشن "

34 روز از زمستان گذشته

آماده برای اجرای حکم

زنگ به صدا در آمد

زنگ تلفن ...

نشسته در ردیف سوم

سمت راننده

عینک دودی به چشم

سلام ...

( دلم به درد آمد )

سلام ...

آرزوی خوشبختی

"انگار راهیه سفرم میکنه "

ما سعی مونو کردیم

شاید قسمت نبود

"می خواهد رنج سفر را برایم کم رنگ تر کند "

چشمه !

دور چشمم چشمه ای نقش بسته است!

گودی چشمه توان نگه داشتن حجم انبوهی از اشک را ندارند

1 قطره !

1 قطره جدا و سرازیر شد

از اتوبوس پیاده شدم

به جای خلوتی رسیدم

لبه عینک را بالا می برم

خواستم قطره اشک را به یادگاری از دادگاهی که قاضیش جانم بود ،

به یادگار بردارم

به جای اشک چشمه را از آرامشی که داشت خارج ساختم

روی سنگ های چیده شده کنار رود شهر نشستم

وای ...

از پشت تاری که اشک بر دیدگانم حک کرده بود

چهره دیگری از اطرافم می دیدم

که سابقه نداشت

گریه می کنی

نه ...!

پس چرا صدات ...

سرما خوردم ...

" فهمید که گریه می کنم "

ولی او ...

مصمم برای اجرای حکم

ساعت : 2:23

تاریخ ثبت می شود

مورخ:

عاشق و مجرم

پایان تماس

حکم اجرا شده بود

سهم من

"یاد تو هر جا که هستم با منه "

***

خبر به دور ترین نقطه جهان برسد

نخواست او به من خسته بی گمان برسد

شکنجه بیشتر از  این که پیش چشم خودت

کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد

چه می کنی اگر او را که خواسته ای یک عمر

به راحتی ، کسی از راه ناگهان برسد

رها کنی بروند از دلت جدا باشند

به آنکه دوست ترش داشتهبه آن برسد

رها کنی و بروند دو تا پرنده شوند

خبر به دورترین نقطه جهان برسد

گلایه ای نکنی ، بغض خویش را بخوری

که هق هق تو مبادا به گوششان برسد

خدا کند ...

که ...

نه نفرین نمی کنم 

به او که عاشق او بوده ام زیان برسد

خدا کند فقط این عشق از سرم برود ...

خدا کند که فقط زود آن زمان برسد ...

خدا کند ...

 

/ 159 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حوریا

آپم خوشال میشم بیای و بخونی و نظرتو در مورد دلنوشته ام بگی

عبدی

سلام.خوبین ؟ خواهشا این قلب خنجر خورده را از وبتان پاک کنید. چندشم میشود دیگه

ایمان

خدا آن حس زیبایست که در تاریکی صحرا زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را یکی همچون نسیم دشت میگوید، کنارت هستم ای تنها... مثل همیشه زیبا ....من را ببخش بخاطر اینکه دیر کردم ....یه خورده گرفتار بودم من را می بخشی؟؟؟؟ اپ کردم زود بیا دوست من [گل][گل][بدرود]

پاتوق عشق

[قلب][گل]_________@@@@@@@@ ________@@@________@@_____@@@@@@@ ________@@___________@@__@@@______@@ ________@@____________@@@__________@@ __________@@________________________@@ ____@@@@@@______@@@@@___________@@ __@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@ __@@____________@@@@@@@@@_______@@ _@@____________@@@@@@@@@@_____@@ _@@____________@@@@@@@@@___@@@ _@@@___________@@@@@@@______@@ __@@@@__________@@@@@________@@ ____@@@@@@_______________________@@ _________@@_________________________@@ ________@@___________@@___________@@ ________@@@________@@@@@@@@@@@ _________@@@_____@@@_@@@@@@@ __________@@@@@@@ ___________@@@@@_@ ____________________@ ____________________@ _____________________@ ______________________@ ______________________@____@@@ ______________@@@@__@__@__ سلامممممممممم..بدو تا آپم سرد نشده[بوسه]

sanaeli

از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد . خدا فرمود : خودت بايد آنها را رها کنی. از او خواستم روحم را رشد دهد . فرمود : نه تو خودت بايد رشد کنی . من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی . از او خواستم لااقل به من صبر عطا کند . فرمود : صبر حاصل سختی و رنج است . عطا کردنی نيست ، آموختنی است . . گفتم : مراخوشبخت کن . فرمود : " نعمت " از من خوشبخت شدن ازتو . از او خواستم مرا گرفتار درد وعذاب نکند . فرمود : رنج از دلبستگی های دنيايی جدا و به من نزديک ترت می کند . از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد ، من هم ديگران را دوست بدارم . خدا فرمود : آها ، بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد ! همه با هم بگوييد : خدايا مرا آن ده ، که آن به . آمين يا رب العالمين شاد باشيد

محمد جواد یوسفی

سلام.من برادر مهدی یوسفی هستم/خوشحال میشم که به وب من هم سر بزنید.از نظراتتون استفاده کنیم برای بهتر شدن/[لبخند]

یاس اسدی

عشق هیچگاه فراموش نمیشه کمرنگ میشه ودرگوشه ای ازوجودت لانه میکنه وهمراهیت میکنه تااخرین نفسها حتی بگونه ای میشه که اگردوباره اورادیدی دوستش داری اما دیگه عاشقش نیستی