من مرد تنهای شبم

قلم به جای تیشه فرهاد به فریاد رسید

فرهاد کوه کن

 

نشون بی نشون من 

خیابون های شهر خیالم زیر قدم هایم سر می خوردند

فکر اینکه روزی که محتاجش بودم کمکم نکرد...

مرا غرق در عالمی فراتر از خیال کرده بود!

خاطراتی در گردش زمانه گم شده ...

اما لحظه ای هم از خاطرم رها نگشته بودند !

نمی دانم آشفتگی ام از بی تابی اوست...

یا به جرم پیشینم با او !

او معنی گمشه را می قهمد من معنی اسارت دل را!

قدم زنان یاد کلماتی بی مفهوم برای شما افتادم

که برای او و من دائرة المعارف بود ...

یاد کسی که هنوز در حریم قلبم

به چل چراغی ، زینت منحصر داشت

باز لرزشی در دلم داد

آن نگاه های لای چوب ... !

چوب های آمیخته با کتاب ...!

چوب های که بار اول فاصله ایجاد کردند

سالنی محصور شده و با جداکنند هایی از همان چوب

طبقه سوم

سمت چپ سه –چهار  پله به بالا

سه قسمتی جدا شده بود آن سالن بزرگ

خواهران ، سمت راست سالن

وسط می گفتند مرجع هست

برادران ، سمت چپ سالن

یکی مانده به آخر در مرجع

میزی بود با شش صندلی

سمت چپ میز همیشه جای من بود

چرا؟؟؟

وسط آن حصار های چوبی یک شکافی بود

پنجره ای رو به بهشت من

او نیز آن سو

روبرو به شکاف  جایش بود !!!

سالن مطالعه دیگران

مکان امنی برای نگاه های من و او بود

این محل ، را او کشف کرده بود

افسوس ثانیه ثانیه زندگی از دست رفته را

بدون ترس از باد پاییز باز به یاد می آورم..

××× شعر ×××

خاطرات

باز در چهره خاموش خیال

خنده زد چشم گناه آموزت

باز من ماندم و در غربت دل

حسرت بوسه هستی سوزت

باز من ماندم و یک مشت هوس

باز من ماندم و یک مشت امید

یاد آن پرتو سوزنده عشق

که زچشمت به دل من تابید

باز در خلوت من دست خیال

صورت  شاد تو را نقش نمود

بر لبانت هوس مستی ریخت

در نگاهت عطش طوفان بود

یاد آن شب که تو را دیدم و گفت

دل من با دلت افسانه عشق

چشم من دید در آن چشم سیاه

نگهی تشنه و دیوانه عشق

یاد آن بوسه که هنگام وداع

بر لبم شعله حسرت افروخت

یاد آن خنده بی رنگ خموش

که سرا پای وجودم را سوخت

رفتی و در دل من ماند به جای

عشقی آلوده به نومیدی و درد

نگهی گمشده در پرده اشک

حسرتی یخ زده در خنده سرد

آه اگر باز بسویم آیی

دیگر از کف ندهم

آسانت ...

 پی نوشت:

1- جهت دریافت کامل عکس http://1.eped.comeze.com/images/1c8727c62e80.jpg

2- جهت داونلود موسیقی

 http://www.4shared.com/audio/l90lrmpc/Amin_rostami-neshooni.htm

 

 

 

نوشته شده در شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ توسط فرهاد کوه کن نظرات ()


آخرين مطالب
» سه‌شنبه ٧ آذر ۱۳٩۱
» نیستش
» نشون بی نشون من
» نیمکت فلزی
» فرصت طلایی که به پایانش نرسید
» قصه غروب سرد
» مسافر
» روزی این حنجره آوازی داشت
» باخته و برنده مون هیچ!!!
» محکمه عشق

Design By : RoozGozar.com