من مرد تنهای شبم

قلم به جای تیشه فرهاد به فریاد رسید

حلقه

 

***  قصه غروب سرد  ***

آغازین روز های زمستان بود

خبری از آن آبی آسمان نبود

سبزی درختان هم به چشم نمی خورد

سوز عجیبی حاکم بر فضای دانشگاه بود

حرف ، حرف ، حرف

حرف زدن از طلوع تا گرگ و میش آسمان

اغنایمان نمی کرد

تمامی نداشت

گویی می دانستیم که ثانیه هایی در آینده به انتظارمان نیستند

فقط آن جغد آواز خوان شوم

در میان لابه لای درختان چنار دانشگاه کم بود

تا رنگی بر این فضا می داد

فراهم بودن شرایط طبیعت

کمکی بود بر آنچه می خواست انجامش دهد

بعد از ظهر شوم

در گذر ثانیه هایی سنگین

از درون رگ های قلب عاشقم را

همانند رودهای خروشان

به اوج نا آرامی رسانده بود

بهانه هایی از جنس تصمیمی شوم

پرده ای تار بر روی چشمانش را نقش می بست

هر چه از روی قدرتی که بر بیان آنچه در دل داشتم می افزودم

با توانی فوق بشری نظر در کتمان عشقش داشت

باورش داده بودند بعد از به سفر رفتن من

شاهزاده ای سرخ رو

با نامی از نام شاهان

قدی برافراشته همچون من

چشمانی همچون عسل

با گوش هایی شنوا

برای آنچه سال ها در دل داشت

آن سوی دریا کنار ساحل

انتظارش را می کشد

هر چه مثبت پخش می شد

عکس العملی منفی نمایان می کرد

رسید لحظه ای که انتظارش را می کشید

پیاده شد

صدای ظریفی از جنس آهن بر روی زمین حک شد

رفت ، رفت ، رفت

کنار اتومبیل

کنار درب عقب

یادگار آهنی

نشان تعهد

به پهلو ایستاده بود

حلقه را برداشتم و ...

نکته اخلاقی :

همه بیماری ها علائمی دارن ،

این چیزها هم نشانه ای از فاصله هاست

تاریخ یعنی تجربه ...

 

  ***شعر    ***

تو روزی با غمی سنگین ز شهرم کوچ خواهی کرد

و من در پرنیان خاطراتی خوش

به یاد عشق شور انگیز

به نرمی گریه خواهم کرد

و در اوج افق فریاد خواهم زد

که ای عاشق ترین عاشق

سکوت سنگ فرش یادها را یک زمان بشکن

و در اوج رؤیاهای رنگارنگ

مرا یکدم به یاد آور

به یاد آور تو روزی را

که در تکرار معصوم نفس هایت

نیازی خسته می جوشید

به یاد آور کسی را

که در اعماق چشمان بلورینت

تمام هستیش را جستجو می کرد

مرا یکدم به یاد آور

مرا یکدم به یاد آور

نوشته شده در یکشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٩ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ توسط فرهاد کوه کن نظرات ()


آخرين مطالب
» سه‌شنبه ٧ آذر ۱۳٩۱
» نیستش
» نشون بی نشون من
» نیمکت فلزی
» فرصت طلایی که به پایانش نرسید
» قصه غروب سرد
» مسافر
» روزی این حنجره آوازی داشت
» باخته و برنده مون هیچ!!!
» محکمه عشق

Design By : RoozGozar.com