من مرد تنهای شبم

قلم به جای تیشه فرهاد به فریاد رسید

 

بيشتر به حرفهام فکر کن:

 

             ـ اجازه نده آنچه در تملك توست ، مالك تو شود .

 

ـ سعي كن تجربه ات به اشتباه نينجامد زيرا كه تجربه زماني تجربه است كه

 

فقط يكبارآن را انجام داده اي و اگر تكرار كردي ، آنوقت است كه نام خود را

 

با اشتباه عوض مي كند.

 

ـ غم هايت را جار نزن ، چون همين دردهاي روزگار است كه تو را همچون

 

يك خمير شكل مي دهد و بزرگت مي سازد .

 

ـ نقطه ضعفهايت را نشان نده اما سعي كن آن ها را از بين ببري .

 

ـ هرگز فراموش نكن كه آن روح الهي در وجودت ، همان عشق است و

 

احساس ، كه اگر آن را همواره در زنديگت نداشته باشي ، هيچ چيز

 

نداري.     

 

 ـ ما نمي توانيم ديروز را تغيير دهيم ولي مي توانيم فردايمان را با امروز

 

بسازيم .             

 

ـ شايد نتوانيم دشمنانمان را دوست بداريم ولي ، مي توانيم آن ها را ببخشيم

 

تا موجب يادآوري دردهاي ما نشوند .

 

ـ اگر براي ديگران كاري انجام مي دهيد توقع نداشته باشيد از شما تشكر

 

كند . چرا كه سرشت دنيا ناسپاس است .                

 

ـ تمرين پيمودن يك راه به بهانه هدفي اگر حتي آخرش نرسيدن باشد ، مرا

 

رشد مي دهد و آماده ام مي سازد براي پيمودن راهي بزرگتر و يافتن هدفي

 

برتر !

 

ـ بهره ما از زندگي به اندازه عشقي است كه ايثار مي كنيم نه به اندازه

 

معشوقي كه بدست مي آوريم .      

 

ـ عاشق واقعي كسي است كه معشوق خود را آزاد مي گذارد تا خودش

 

باشد . در عشق اجباري نيست . عشق يعني امكان انتخاب به معشوق دادن .

 

براي آنكه كسي يا چيزي را بدست آوري رهايش كن  !

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٤ساعت ۳:٤٩ ‎ق.ظ توسط فرهاد کوه کن نظرات ()


آخرين مطالب
» سه‌شنبه ٧ آذر ۱۳٩۱
» نیستش
» نشون بی نشون من
» نیمکت فلزی
» فرصت طلایی که به پایانش نرسید
» قصه غروب سرد
» مسافر
» روزی این حنجره آوازی داشت
» باخته و برنده مون هیچ!!!
» محکمه عشق

Design By : RoozGozar.com