من مرد تنهای شبم

قلم به جای تیشه فرهاد به فریاد رسید

انتظار



نشسته ام به انتظار در این سرای بی نشان

نگاه خیره ام به راه نشسته ام، به انتظار

نگاه خسته ام دگر توان ندارد ای فلک

بیا، بیا که این دلم شکسته شد، به انتظار

شبی به خواب دیده ام کنار من نشسته ای

و گوش خود سپرده ای به حرف دل، به داستان انتظار

بسان آهویی شدم درون دشت چشم تو

به سوی تو دیویده ام دردون دشت انتظار

تو من و دل و خدا، کنار چشمه ی صفا

نشسته ایم کنار همبه درد و دل، به گفتگوی انتظار

برای تو سروده ام شعرهایی از غمم

که تو بخوانی و از آن، آگه شوی به درد انتظار

صدای تو طنین دلنواز قلب خسته ام

بسان چشمه ای که نرم میگذشت از دشت انتظار

و مهربانی دلت، آه و مهربانی دل بزرگ تو

مست ساخت مرا از آن شراب انتظار

درون عالم خیال لب تو بر لبم فشرد

لرزید پیکر منو اشک از چشمم فشاند

چشمم گشوده شد به ناز تا که بنگرم دو چشم تو

ولی کسی نبود به جز غم بزرگ انتظار

به گریه گفتمت که: آه، باز به خواب دیدم تو را

مگر به خواب ببینم من پایان داستان انتظار



آری منم در این دیار محکوم این دشت بزرگ

محکوم عشق بی نشان محکوم دشت انتظار

کسی ز من خبر نبرد کی به من خبر نداد

کسی نگفت که این دلم میمیرد در دشت انتظار

و من همان
پسرک ام کم، در این سرای بی نشان

نگاه خیره اش به راه نشسته است به انتظار

 

 

 

با بال شکسته پر گشودن هنر است

اين را همه ی پرندگان می دانند...

 

در پيش بي دردان چرا  فرياد بي حاصل كنم ؟‌
 
گر شكوه اي دارم ز دل ، با يار صاحبدل كنم
 
در پرده سوزم همچو گل ، در سينه جوشم همچو مل
 
من شمع رسوا نيستم ، تا گريه در محفل كنم
 
اول كنم انديشه اي تا برگزينم پيشه اي
 
آخر به يك پيمانه مي ، انديشه را باطل كنم
 
زآنروز ستانم جام را ، آن مايه آرام را
 
تا خويشتن را لحظه اي از خويشتن غافل كنم
 
از گل شنيدم بوي او ، مستانه رفتم سوي او
 
تا چون غبار كوي او ، در كوي جان منزل كنم
 
روشنگري افلاكيم ، چون آفتاب از پاكيم
 
خاكي نيم تا خويش را سرگرم آب و گل كنم
 
غرق تمناي تو ام  ، موجي زدرياي توام
 
من نخل سركش نيستم ، تا خانه در ساحل كنم
 
دانم كه آن سرو تهي ، از دل ندارد آگهي
 
چند از غم دل چون " رهي " فرياد بي حاصل كنم ؟ ؟
 
و ...
طريق عشق پر آشوب فتنه است
 
بيفتد آنكه درين راه با شتاب رود
نوشته شده در شنبه ۳ دی ۱۳۸٤ساعت ۳:٥٤ ‎ق.ظ توسط فرهاد کوه کن نظرات ()


آخرين مطالب
» سه‌شنبه ٧ آذر ۱۳٩۱
» نیستش
» نشون بی نشون من
» نیمکت فلزی
» فرصت طلایی که به پایانش نرسید
» قصه غروب سرد
» مسافر
» روزی این حنجره آوازی داشت
» باخته و برنده مون هیچ!!!
» محکمه عشق

Design By : RoozGozar.com