من مرد تنهای شبم

قلم به جای تیشه فرهاد به فریاد رسید

mosafer

" تنها نرو مسافر من "

 

هر سه شنبه ساعت 2تا4

کلاس داشتم یا نداشتم مهم نبود

روبروی اتاقک نگهبانان دانشگاه

زیر پل عابر پیاده

روی جدول های سیمانی دور پایه های پل

جدا شدن 3روزه تا ظهر جمعه

نرفته دلتنگمون میکرد

"نگاه کن مثله اینکه اتوبوس اومد"

"نه این اوراقیه ... "

فکر کردین معامله اتوبوس خریدنه؟!

نه ... !!!

می خواست بره شهرشون

یا اون بهونه می گرفت یا من !

که دیر سوار اتوبوس بشه!!!

که 1کمی دیگه با هم باشیم

اون موقع ها خیلی دوسم داشت

همه میگفتند.

دوستام با حسرت می گفتند:

خوش به حالت

از این دنیا دیگه چی می خوای؟؟؟

می گفتم هیچی ...

این برام دنیاست ...

خلاصه می گفتم...

روی جدول های سیمانی نشسته بودیم

از ترسش و احترامی که براش قائل بودم

پیشش سیگار نمی کشیدم

این موقع ها که پیشم بود

پاکت سیگارو میزاشتم زیر جوراب پای راستم

شلوارم که روش بود

دیگه معلوم نمی شد

از شانس بدم پام رو که انداختم روی پای چپم

یهو گفت :

"عزیزم پای شلوارت گِلی شده، پاکش کن "

تا گفتم بی خیال

خودش دست به کار شد پاکش کنه

که نگو ...، و نپرس ...

آروم پاکت رو برداشت

ساکت ساکت

حرفی نزد ...

اولین اتوبوسی که اومد ...

نگاه نکرد این اوراقیه یا ...

سوار اتوبوس شد

ناراحت بود

آخه گفته بود نکشم

یا اگه هم می کشم 1نخ

نه 1-2پاکت !!!

برا اون که فرقی نمی کرد

فکر سلامتی من بود

همیشه همین وقت ها که اتوبوس حرکت می کرد

من یاد اون شعر میوفتادم

" ای ساربان آهسته ران "

"کارام جانم می برند "

" وان دل که با خود داشتم ... "

رکورد زد!!!

رکورد چی ؟؟؟

رکورد بیشترین زمانی که قهر کرد

""5ساعت ""

*** شعر ***

خانم گمانم من شما را دوست...

حسی غریب و آشنا را دوست...

نه نه! چه می گویم فقط این که

آیا شما یک لحظه ما را دوست؟

منظور من این که شما با من...

من با شما این قصه ها را دوست...

ای وای! حرفم این نبود اما

سردم شده آب و هوا را دوست...

حس عجیب پیشتان بودن

نه! فکر بد نه! من خدا را دوست...

از دور می آید صدای پا

حتی همین پا و صدا را دوست...

این بار دیگر حرف خواهم زد

خانم گمانم من شما را دوست...

 

نکته اخلاقی:

199.9% خانوما از سیگار متنفرن

2- نذارید زمان قهر کردن بیشتر از 5دقیقه بشه -بیشتر بشه عادت می کنید به با هم نبودن

نوشته شده در شنبه ۳ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ توسط فرهاد کوه کن نظرات ()


آخرين مطالب
» سه‌شنبه ٧ آذر ۱۳٩۱
» نیستش
» نشون بی نشون من
» نیمکت فلزی
» فرصت طلایی که به پایانش نرسید
» قصه غروب سرد
» مسافر
» روزی این حنجره آوازی داشت
» باخته و برنده مون هیچ!!!
» محکمه عشق

Design By : RoozGozar.com